برای روان‌تر صحبت کردن، باید کم‌کم فاصله‌ی میان فکر و زبان انگلیسی را کوتاه کنیم.

۸ مهر ۱۴۰۵ — ۷ دقیقه مطالعه
تمرین فکر کردن به انگلیسی بدون ترجمه کردن در ذهن

چطور انگلیسی فکر کنیم و از ترجمه کردن در ذهن دست برداریم؟

  1. احتمالاً این موقعیت برایتان آشناست.
    کسی از شما می‌پرسد:“?What did you do this weekend”جواب را می‌دانید. حتی شاید جواب خیلی ساده‌ای هم داشته باشید. اما مغز شروع می‌کند به ساختن جمله:
    «آخر هفته رفتم خانه‌ی دوستم... رفتم می‌شود went... خانه‌ی دوستم... my friend's house... بعد شام خوردیم...»
    چند ثانیه می‌گذرد تا بالاخره جمله آماده شود.
    مشکل لزوماً این نیست که انگلیسی بلد نیستید. ممکن است لغت‌ها را بدانید، گرامر را هم بشناسید، اما مغزتان هنوز برای رسیدن به یک جمله‌ی انگلیسی مسیر نسبتاً طولانی‌ای طی می‌کند:
    فکر ← فارسی ← ترجمه ← بررسی گرامر ← انگلیسی
  2. برای روان‌تر حرف زدن، این مسیر باید کم‌کم کوتاه‌تر شود:
    فکر ← انگلیسی
    اما چطور؟
    اصلاً «انگلیسی فکر کردن» یعنی چه؟
    اول از همه، قرار نیست از فردا تمام افکارتان انگلیسی شوند.
    لازم نیست صبح که بیدار می‌شوید درباره‌ی معنای زندگی به انگلیسی فکر کنید!
    وقتی از «فکر کردن به انگلیسی» حرف می‌زنیم، منظور این است که برای ساختن هر جمله‌ی انگلیسی، به یک جمله‌ی فارسی به‌عنوان واسطه نیاز نداشته باشیم.
    مثلاً تشنه‌اید. به‌جای اینکه اول در ذهن بگویید:
    «تشنه‌ام.»
    و بعد دنبال ترجمه‌ی آن بگردید، جمله‌ی انگلیسی مستقیماً به همان حس وصل شود:
    “I’m thirsty.”
    این ارتباط مستقیم میان مفهوم و زبان چیزی است که به‌مرور و با تمرین ساخته می‌شود.
    • از چیزهای خیلی ساده شروع کنید
      یکی از اشتباه‌های رایج این است که می‌خواهیم همان فکرهای پیچیده‌ای را که به فارسی داریم، از همان ابتدا به انگلیسی هم بسازیم.
      لازم نیست.
      از اتفاق‌های کوچک روزمره شروع کنید. چیزی را که می‌بینید یا کاری را که انجام می‌دهید، در ذهنتان با یک جمله‌ی ساده‌ی انگلیسی توصیف کنید:
      It’s cold.
      I need coffee.
      Where are my keys?
      I’m running late.
      I don’t like this song.
      شاید این جمله‌ها بیش از حد ساده به نظر برسند، اما هدف این تمرین یاد گرفتن گرامر یا لغت جدید نیست.
      دارید مغزتان را به یک مسیر تازه عادت می‌دهید: رسیدن به انگلیسی، بدون اینکه همیشه لازم باشد از فارسی عبور کنید.
    • گاهی با خودتان انگلیسی حرف بزنید
      شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما قرار نیست وسط مترو با صدای بلند با خودتان گفتگو کنید!
      هنگام آشپزی، آماده شدن برای بیرون رفتن یا حتی مرتب کردن اتاق، سعی کنید چند جمله درباره‌ی کاری که انجام می‌دهید بگویید:
      I need to leave in ten minutes.
      I haven’t answered that email yet.
      I think I’ll make pasta tonight.
      دو یا سه دقیقه هم کافی است.
      تفاوت این تمرین با دیدن فیلم یا خواندن یک متن انگلیسی این است که این بار چیزی آماده جلوی شما نیست. مغزتان باید خودش کلمه‌ها را پیدا کند، جمله بسازد و زبان تولید کند.
      و این همان کاری است که هنگام مکالمه به آن نیاز دارید.
    • کلمه‌ای را نمی‌دانید؟ راه دیگری برای گفتنش پیدا کنید
      فرض کنید می‌خواهید بگویید:
      «جلسه به دلیل عدم هماهنگی بین اعضای تیم به تعویق افتاد.»
      اما نمی‌دانید «عدم هماهنگی» را به انگلیسی چطور بگویید.
      اینجا معمولاً دو راه داریم: متوقف شویم و دنبال آن یک کلمه بگردیم، یا همان مفهوم را ساده‌تر بیان کنیم.
      مثلاً:
      “The meeting was delayed because the team wasn’t ready.”
      شاید این جمله دقیقاً معادل چیزی نباشد که در فارسی در ذهن داشتید، اما پیام اصلی را منتقل می‌کند.
      این مهارت خیلی مهم‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد.
      روان صحبت کردن به این معنی نیست که همیشه دقیق‌ترین کلمه را بدانید. بخشی از روان صحبت کردن این است که وقتی کلمه‌ای را نمی‌دانید، بتوانید راه دیگری برای گفتن منظورتان پیدا کنید.
    • فقط کلمه یاد نگیرید؛ عبارت یاد بگیرید
      اگر هر کلمه‌ی انگلیسی را فقط با معادل فارسی‌اش یاد بگیریم، طبیعی است که هنگام صحبت کردن دوباره سراغ همان فارسی برویم.
      مثلاً:
      decision = تصمیم
      دانستن این معنی لازم است، اما برای مکالمه کافی نیست.
      بهتر است کلمه را همراه با عبارت‌هایی یاد بگیرید که واقعاً با آن استفاده می‌شوند:
      make a decision
      a difficult decision
      I haven’t decided yet.
      این‌طوری هنگام حرف زدن لازم نیست کلمه‌ها را یکی‌یکی از حافظه بیرون بکشید و بعد تازه تصمیم بگیرید چطور آن‌ها را کنار هم قرار دهید.
      بخشی از جمله از قبل برای مغزتان آشناست.
    • فیلم و پادکست را فقط مصرف نکنید
      دیدن فیلم، ویدیو یا شنیدن پادکست انگلیسی قطعاً مفید است. اما یک مشکل کوچک دارد: بیشتر وقت‌ها شما را در نقش شنونده نگه می‌دارد.
      یک بار روش دیگری را امتحان کنید.
      بعد از ده دقیقه شنیدن یک پادکست، آن را متوقف کنید و سعی کنید با زبان خودتان توضیح دهید چه چیزی شنیدید.
      مثلاً:
      “They were talking about working from home. One of them likes it because…”
      قرار نیست تمام چیزی را که شنیده‌اید دقیقاً بازگو کنید.
      حتی قرار نیست جمله‌هایتان بی‌نقص باشند.
      مهم این است که این بار باید مفهوم را از ذهن خودتان بردارید و برایش کلمه پیدا کنید.
      در مکالمه‌ی واقعی هم دقیقاً همین اتفاق می‌افتد.
    • بگذارید انگلیسی‌تان ساده باشد
      این بخش شاید از همه مهم‌تر باشد.
      ما در زبان مادری‌مان بزرگسالیم. می‌توانیم شوخی کنیم، کنایه بزنیم، داستان تعریف کنیم، نظرمان را با ظرافت توضیح دهیم و درباره‌ی موضوعات پیچیده حرف بزنیم.
      طبیعی است که بخواهیم در انگلیسی هم همان آدم باشیم.
      اما همیشه فاصله‌ای میان چیزی که می‌خواهیم بگوییم و چیزی که فعلاً می‌توانیم بگوییم وجود دارد.
      گاهی همین فاصله باعث می‌شود به‌جای یک جمله‌ی ساده، دنبال یک جمله‌ی عالی بگردیم و در نهایت اصلاً چیزی نگوییم.
      ساده حرف زدن شکست نیست.
      اگر بتوانید یک فکر پیچیده را با سه جمله‌ی ساده منتقل کنید، مکالمه را انجام داده‌اید. بعداً می‌توانید دقیق‌تر، طبیعی‌تر و ظریف‌تر حرف زدن را هم به آن اضافه کنید.
  3. یک تمرین پنج‌دقیقه‌ای
    امروز یک موضوع کاملاً معمولی انتخاب کنید:
    امروز چه کار کردم؟
    یک دقیقه درباره‌اش به انگلیسی حرف بزنید.
    یک قانون کوچک هم برای خودتان بگذارید: هرجا کلمه‌ای را نمی‌دانستید، فوراً سراغ فارسی یا مترجم نروید. اول سعی کنید با انگلیسی ساده‌تر همان مفهوم را توضیح دهید.
    وقتی تمرین تمام شد، می‌توانید کلمه‌ها یا عبارت‌هایی را که کم داشتید پیدا کنید.
    فردا دوباره همین تمرین را انجام دهید.
    احتمالاً بعضی جمله‌ها راحت‌تر می‌آیند. بعضی عبارت‌ها دیگر نیاز به فکر کردن ندارند. و دقیقاً همین تغییر کوچک چیزی است که دنبالش هستیم.
    قرار نیست فارسی را از ذهنتان حذف کنید
    فکر کردن به انگلیسی به معنی جنگیدن با زبان مادری نیست.
    ترجمه در بخش‌های مختلف یادگیری زبان طبیعی است و گاهی حتی می‌تواند مفید باشد. مسئله زمانی پیش می‌آید که برای ساختن هر جمله‌ی ساده مجبور باشیم ابتدا نسخه‌ی فارسی آن را بسازیم.
    با شنیدن، خواندن و مهم‌تر از همه استفاده کردن از زبان، بعضی جمله‌ها کم‌کم دیگر ترجمه نمی‌شوند. مستقیم می‌آیند.
    احتمالاً همین حالا هم چند نمونه دارید.
    وقتی می‌خواهید بگویید “Thank you”، بعید است ابتدا در ذهنتان «ممنون» بگویید، آن را ترجمه کنید و بعد به Thank you برسید.
    جمله فقط می‌آید.
    هدف این نیست که یک‌شبه «به انگلیسی فکر کنیم». هدف این است که تعداد بیشتری از کلمه‌ها، عبارت‌ها و جمله‌ها کم‌کم به همین نقطه برسند.
  4. زبان وقتی واقعی می‌شود که از آن استفاده کنیم
    یادگیری زبان فقط اضافه کردن لغت و گرامر بیشتر نیست. بخشی از مسیر این است که بتوانیم سریع‌تر و راحت‌تر به چیزهایی که از قبل یاد گرفته‌ایم دسترسی پیدا کنیم و از آن‌ها استفاده کنیم.
    در خانه زبان افرا تلاش می‌کنیم زبان فقط چیزی برای خواندن و حفظ کردن نباشد. باید با آن حرف زد، سؤال پرسید، اشتباه کرد، دوباره امتحان کرد و کم‌کم راحت‌تر شد.
    اگر به دنبال کلاس زبان در عباس‌آباد تهران هستید، می‌توانید در کلاس‌های حضوری افرا شرکت کنید. کلاس‌های آنلاین زبان افرا هم برای کسانی برگزار می‌شود که امکان حضور در کلاس را ندارند.
    و اگر برایتان سؤال است که چرا با وجود اینکه انگلیسی را می‌فهمید، هنگام صحبت کردن کلمه‌ها به‌راحتی نمی‌آیند، مطلب «چرا انگلیسی می‌فهمم ولی نمی‌تونم حرف بزنم؟» را هم بخوانید.

بعد از این بخوان

همه‌ی نوشته‌ها

نسخه‌ی جدیدی از سایت منتشر شده است.