چطور برای یادگیری انگلیسی برنامهریزی کنیم و به آن پایبند بمانیم؟

احتمالاً شما هم دستکم یک بار تصمیم گرفتهاید که از شنبه زبان خواندن را جدی شروع کنید.
یک دفتر تازه خریدهاید، چند اپلیکیشن نصب کردهاید، برنامهای دقیق نوشتهاید و تصمیم گرفتهاید هر روز دو ساعت انگلیسی بخوانید.
شنبه همهچیز عالی پیش میرود. یکشنبه هم همینطور.
اما سهشنبه کارتان طول میکشد. چهارشنبه خستهاید و پنجشنبه دیگر حوصلهی باز کردن کتاب را ندارید.
تا هفتهی بعد، برنامهای که قرار بود زندگیتان را تغییر دهد، به یکی دیگر از کارهای انجامنشده تبدیل شده است.
مشکل کجاست؟ آیا به اندازهی کافی انگیزه ندارید؟
نه لزوماً.
گاهی مشکل این نیست که نمیتوانیم به برنامه پایبند بمانیم؛ مشکل این است که برنامه را برای زندگی واقعی خودمان ننوشتهایم.
چرا بیشتر برنامههای زبان بعد از چند روز شکست میخورند؟
وقتی برای یادگیری زبان برنامه میریزیم، معمولاً نسخهی ایدهآلی از خودمان را تصور میکنیم.
کسی که هر روز سر ساعت مشخصی بیدار میشود، هیچ کاری عقب نمیافتد، همیشه انرژی دارد و میتواند بدون حواسپرتی دو ساعت مطالعه کند.
اما زندگی واقعی معمولاً اینطور پیش نمیرود.
ممکن است یک روز جلسهی کاری داشته باشید، روز دیگری مهمان بیاید یا اصلاً حال و حوصلهی درس خواندن نداشته باشید.
اگر برنامهتان فقط در روزهای بیدردسر قابلاجرا باشد، احتمالاً خیلی زود به مشکل میخورید.
به همین دلیل، قبل از اینکه مشخص کنید چه چیزی بخوانید، بهتر است ببینید واقعاً چقدر وقت و انرژی دارید.
اول هدفتان را مشخص کنید، بعد برنامه بنویسید
«میخواهم انگلیسیام بهتر شود.»
این هدف بدی نیست، اما برای برنامهریزی کافی نیست. خیلیها فکر میکنند برای یادگیری زبان، کلاس رفتن کافی است. ولی این هدف آموزش شما نیست.
بهتر شدن انگلیسی میتواند معنیهای مختلفی داشته باشد.
شاید میخواهید در جلسات کاری راحتتر صحبت کنید. شاید برای آزمون آیلتس آماده میشوید. شاید قصد مهاجرت دارید یا فقط میخواهید فیلمها را بهتر بفهمید.
هرکدام از این هدفها به تمرینهای متفاوتی نیاز دارند.
مثلاً اگر هدفتان تقویت مکالمه است، برنامهای که تقریباً تمام زمانش صرف خواندن گرامر میشود، احتمالاً انتخاب مناسبی نیست.
اگر برای آزمون آماده میشوید، باید مهارتها و نوع سؤالهای همان آزمون را هم تمرین کنید.
پس قبل از هر چیز، این جمله را کامل کنید:
«من میخواهم انگلیسی یاد بگیرم تا بتوانم...»
هرچه پاسخ مشخصتر باشد، انتخاب تمرینهای مناسب آسانتر میشود.
با روزی سی دقیقه شروع کنید، نه سه ساعت
یکی از اشتباههای رایج در برنامهریزی این است که از همان ابتدا بیش از حد بلندپروازانه عمل میکنیم.
تصمیم میگیریم هر روز دو ساعت زبان بخوانیم، در حالی که ماههاست حتی پانزده دقیقه هم برای آن وقت نگذاشتهایم.
چنین تغییری ممکن است چند روز دوام بیاورد، اما ادامه دادنش دشوار است.
برای شروع، روزی بیست تا سی دقیقه تمرین متمرکز میتواند انتخاب مناسبی باشد.
وقتی این زمان به بخشی طبیعی از برنامهی روزانهتان تبدیل شد، میتوانید بهتدریج آن را افزایش دهید.
البته اگر برای آزمونی با تاریخ مشخص آماده میشوید یا هدف فشردهای دارید، ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشید.
مهم این است که برنامه با هدف و شرایط شما هماهنگ باشد.
در مقالهی «روزانه چقدر انگلیسی بخوانیم تا واقعاً پیشرفت کنیم؟» مفصلتر دربارهی مدت مناسب مطالعه صحبت کردهایم.
لازم نیست هر روز تمام مهارتها را تمرین کنید
گاهی برنامهریزی زبان را بیش از حد پیچیده میکنیم.
فکر میکنیم هر روز باید لغت بخوانیم، گرامر تمرین کنیم، پادکست گوش بدهیم، متن بنویسیم و مکالمه هم داشته باشیم.
انجام دادن همهی این کارها در یک روز ممکن است برای بعضی افراد مناسب باشد، اما برای کسی که فقط نیم ساعت وقت دارد، چندان واقعبینانه نیست.
بهجای آن، میتوانید فعالیتها را در طول هفته تقسیم کنید.
مثلاً یک روز بیشتر روی Listening تمرکز کنید، روز دیگری Reading داشته باشید و روز بعد برای Speaking وقت بگذارید.
البته بهتر است مهارتی که برای هدفتان اهمیت بیشتری دارد، سهم بیشتری از برنامه بگیرد.
قرار نیست همهچیز را هر روز انجام دهید؛ قرار است در طول زمان به مهارتهای موردنیازتان توجه کافی داشته باشید.
گاهی همین که یک فیلم به زبان انگلیسی ببینید میتواند به یادگیری و جا افتادن لغات و ساختار زبان در ذهنتان کمک کنید ولی بلندپرواز نباشد و فکر کنید آیا واقعاً میشود با فیلم و سریال زبان یاد گرفت؟
یک برنامهی هفتگی ساده برای یادگیری انگلیسی
فرض کنیم روزی حدود سی دقیقه وقت دارید و هدفتان تقویت انگلیسی عمومی، بهخصوص مکالمه است.
میتوانید از برنامهی زیر شروع کنید:
روز زمان فعالیت
- شنبه ۳۰ دقیقه گوش دادن به یک پادکست یا ویدئوی کوتاه و یادداشت چند عبارت کاربردی
- یکشنبه ۳۰ دقیقه تمرین مکالمه با استفاده از عبارتهای روز قبل
- دوشنبه ۳۰ دقیقه خواندن یک متن کوتاه و خلاصه کردن آن
- سهشنبه ۳۰ دقیقه مرور یک نکتهی گرامری و استفاده از آن در جملههای شخصی
- چهارشنبه ۳۰ دقیقه نوشتن یک متن کوتاه دربارهی موضوعی آشنا
- پنجشنبه ۳۰ دقیقه مکالمه با یک نفر یا ضبط صدای خودتان
- جمعه اختیاری مرور مطالب هفته یا استراحت
این برنامه فقط یک نمونه است، نه نسخهای که برای همه مناسب باشد.
اگر بیشتر به Listening نیاز دارید، میتوانید دو روز را به آن اختصاص دهید. اگر در کلاس زبان شرکت میکنید، بهتر است تمرینهای کلاس را هم در برنامه لحاظ کنید.
و اگر یک روز فقط ده دقیقه وقت داشتید، میتوانید همان ده دقیقه را به مرور چند عبارت اختصاص دهید.
قرار نیست برنامه به خاطر یک روز شلوغ کاملاً متوقف شود.
برای روزهای شلوغ هم برنامه داشته باشید
این شاید یکی از مهمترین بخشهای برنامهریزی باشد.
بیشتر ما برای روزهایی برنامه مینویسیم که وقت کافی داریم. اما برای روزهایی که خستهایم یا کارمان طول کشیده، فکری نمیکنیم.
بهتر است از همان ابتدا دو نسخه از برنامه داشته باشید:
- برنامهی معمولی: سی دقیقه تمرین
- برنامهی روزهای شلوغ: پنج تا ده دقیقه مرور یا گوش دادن به یک فایل کوتاه
در روزهای شلوغ، انجام دادن نسخهی کوتاهتر میتواند کمک کند ارتباطتان با زبان حفظ شود.
البته اگر بیمارید یا واقعاً به استراحت نیاز دارید، لازم نیست خودتان را مجبور به مطالعه کنید.
هدف ساختن یک عادت پایدار است، نه اضافه کردن یک فشار تازه به زندگی.
برنامه را به یکی از عادتهای روزمره وصل کنید
«هر وقت فرصت کردم زبان میخوانم.»
این جمله معمولاً برنامهی قابلاعتمادی نیست.
چون فرصت خالی همیشه خودش پیدا نمیشود.
بهتر است تمرین زبان را به فعالیتی وصل کنید که از قبل در برنامهی روزانهتان وجود دارد.
مثلاً:
- بعد از صبحانه، ده دقیقه لغت مرور کنید.
- در مسیر رفتوآمد، پادکست انگلیسی گوش دهید.
- بعد از شام، پانزده دقیقه دربارهی روزتان انگلیسی صحبت کنید.
- قبل از خواب، چند صفحه کتاب انگلیسی بخوانید.
این روش کمک میکند برای شروع هر تمرین، مجبور نباشید دوباره تصمیم بگیرید چه زمانی انجامش دهید.
البته زمان انتخابی باید با نوع فعالیت هم هماهنگ باشد. گوش دادن به پادکست هنگام پیادهروی ممکن است مناسب باشد، اما نوشتن یک متن جدی احتمالاً به محیط آرامتری نیاز دارد.
منابع کمتر، تمرین بیشتر
یکی دیگر از دلایلی که برنامههای یادگیری زبان به نتیجه نمیرسند، استفادهی همزمان از منابع بیش از حد است.
چند کتاب آموزشی، سه اپلیکیشن لغت، پنج کانال یوتیوب و تعداد زیادی صفحهی اینستاگرامی را دنبال میکنیم.
هر روز هم یک روش جدید پیدا میشود که ظاهراً قرار است یادگیری زبان را متحول کند.
اما داشتن منابع زیاد لزوماً به معنای یادگیری بیشتر نیست.
گاهی آنقدر وقت صرف پیدا کردن بهترین منبع میکنیم که فرصتی برای استفاده از منابع موجود باقی نمیماند.
بهتر است برای شروع، چند منبع مشخص انتخاب کنید و مدتی با همانها پیش بروید.
اگر بعد از مدتی متوجه شدید منبعی مناسب سطح یا هدفتان نیست، آن را تغییر دهید.
اما لازم نیست هر هفته تمام برنامه را از نو بسازید.
از کجا بفهمیم برنامهمان جواب میدهد؟
فقط تعداد روزهایی را که مطالعه کردهاید نشمارید.
ممکن است یک ماه هر روز تمرین کرده باشید، اما هنوز ندانید چه چیزی بهتر شده است.
بهتر است هر چهار هفته یک بار، پیشرفتتان را با یک فعالیت مشخص بررسی کنید.
مثلاً اگر هدفتان مکالمه است، دربارهی موضوعی آشنا دو دقیقه صحبت کنید و صدایتان را ضبط کنید.
یک ماه بعد، دوباره همان کار را انجام دهید.
اگر هدفتان تقویت Writing است، یک متن کوتاه بنویسید و بعد از چند هفته نمونهی جدیدی با موضوع مشابه تهیه کنید.
این مقایسهها میتوانند به شما نشان دهند چه تغییراتی اتفاق افتاده است.
اگر هم احساس میکنید مدتی است پیشرفت نمیکنید، شاید لازم باشد نوع تمرینها را تغییر دهید.
در مقالهی «چرا زبان میخوانم ولی احساس میکنم پیشرفت نمیکنم؟» دربارهی این موضوع بیشتر صحبت کردهایم.
اگر چند روز از برنامه عقب افتادیم چه؟
هیچ برنامهای قرار نیست همیشه دقیق و بدون وقفه اجرا شود.
ممکن است چند روز تمرین نکنید. ممکن است یک هفته سرتان شلوغ باشد یا برای مدتی انگیزهی کمتری داشته باشید.
اشکالی ندارد.
فقط مراقب باشید یک وقفهی کوتاه را به دلیلی برای کنار گذاشتن کل برنامه تبدیل نکنید.
لازم نیست برای جبران سه روز ازدسترفته، روز چهارم سه برابر مطالعه کنید.
از همانجایی که هستید ادامه دهید.
اگر مرتب از برنامه عقب میمانید، بهجای سرزنش کردن خودتان، بررسی کنید آیا برنامه بیش از حد سنگین است یا زمان مناسبی برای آن انتخاب نکردهاید.
برنامهی خوب قرار نیست شما را کنترل کند؛ قرار است به شما کمک کند.
برنامهای بنویسید که برای زندگی شما ساخته شده باشد
برای یادگیری انگلیسی، یک برنامهی جادویی وجود ندارد که برای همه جواب بدهد.
کسی که برای آیلتس آماده میشود، نیازهای متفاوتی با کسی دارد که میخواهد در سفر راحتتر صحبت کند.
کسی که روزی دو ساعت وقت آزاد دارد، شرایطش با کسی که میان کار، دانشگاه و مسئولیتهای روزمره فقط بیست دقیقه فرصت پیدا میکند یکسان نیست.
مهم این است که بدانید چرا زبان میخوانید، چه مهارتهایی برایتان اولویت دارند و چقدر میتوانید بهطور منظم تمرین کنید.
در موسسه زبان افرا تلاش میکنیم یادگیری زبان فقط به ساعتهای حضور در کلاس محدود نشود. کلاس میتواند مسیر را مشخص کند، اما استفاده از زبان در زندگی روزمره است که به آموختهها فرصت رشد میدهد.
افرا بهعنوان یک آموزشگاه زبان در عباسآباد تهران، کلاسهای حضوری و آنلاین برگزار میکند و تلاش دارد یادگیری را به تجربهای کاربردی و مرتبط با زندگی واقعی تبدیل کند.
اگر هنوز نمیدانید کلاس زبان چه نقشی در برنامهی یادگیریتان دارد، مقالهی «برای یادگیری زبان، کلاس رفتن کافی است؟» را هم بخوانید.
و یادتان باشد:
بهترین برنامهی یادگیری زبان، برنامهای نیست که روی کاغذ بینقص باشد؛ برنامهای است که بتوانید در زندگی واقعی ادامهاش دهید.


