برای یادگیری زبان، کلاس رفتن کافی است؟

هفتهای دو یا سه جلسه کلاس زبان میروید. تکالیفتان را انجام میدهید، سر کلاس به سؤالهای معلم جواب میدهید و حتی نمرههای خوبی هم میگیرید.
اما یک روز کسی به انگلیسی از شما سؤالی میپرسد و ناگهان متوجه میشوید جواب دادن آنقدرها هم آسان نیست.
با خودتان فکر میکنید: «پس اینهمه کلاس زبان رفتن چه فایدهای داشت؟»
واقعیت این است که کلاس زبان میتواند بخش مهمی از فرایند یادگیری باشد، اما بهتنهایی همیشه کافی نیست.
این به معنای بیفایده بودن کلاس نیست. مسئله این است که یادگیری زبان فقط به زمانی که در کلاس میگذرانیم محدود نمیشود.
کلاس زبان قرار است چه کاری برای ما انجام دهد؟
یک کلاس زبان خوب چند کار مهم انجام میدهد.
اول اینکه به یادگیری شما ساختار میدهد. لازم نیست هر روز از خودتان بپرسید چه چیزی بخوانید، از کجا شروع کنید یا بعد از یاد گرفتن یک مبحث سراغ چه چیزی بروید.
دوم اینکه کسی هست که اشتباههایتان را تشخیص دهد، بازخورد بدهد و کمک کند متوجه شوید کدام بخش از زبانتان به تمرین بیشتری نیاز دارد.
و شاید مهمتر از همه، کلاس فرصتی برای تعامل ایجاد میکند.
زبان فقط مجموعهای از لغتها و قواعد نیست. قرار است با آن سؤال بپرسیم، توضیح بدهیم، مخالفت کنیم، شوخی کنیم و ارتباط برقرار کنیم.
یک کلاس خوب میتواند محیطی فراهم کند که این مهارتها را تمرین کنیم.
اما سؤال اینجاست: بعد از تمام شدن کلاس چه اتفاقی میافتد؟
مشکل از جایی شروع میشود که زبان را پشت در کلاس میگذاریم
فرض کنید هفتهای دو جلسهی نوددقیقهای کلاس دارید.
یعنی در مجموع سه ساعت در هفته با زبان انگلیسی درگیر هستید؛ البته اگر خارج از کلاس هیچ کاری انجام ندهید.
حالا تصور کنید در همان سه ساعت هم بخشی از زمان صرف توضیح معلم، گوش دادن به پاسخ دیگران و انجام تمرینهای گروهی میشود.
در نهایت، زمانی که خودتان واقعاً انگلیسی صحبت میکنید ممکن است بسیار کمتر از چیزی باشد که تصور میکنید.
اگر در فاصلهی بین دو جلسه هیچ تماسی با زبان نداشته باشید، هر بار باید بخشی از انرژیتان را صرف به یاد آوردن مطالب قبلی کنید.
کلاس میتواند مسیر یادگیری را مشخص کند، اما طی کردن آن مسیر فقط در کلاس اتفاق نمیافتد.
چرا بعضیها سالها کلاس میروند ولی هنوز راحت حرف نمیزنند؟
احتمالاً شما هم کسی را میشناسید که چندین ترم کلاس زبان رفته، کتابهای مختلفی را تمام کرده و آزمونهای زیادی داده، اما هنوز موقع صحبت کردن مکثهای طولانی دارد. یا مثلا کسی که میگوید چرا انگلیسی میفهمم ولی نمیتوانم حرف بزنم؟
این اتفاق لزوماً به معنای ضعیف بودن آن زبانآموز یا بد بودن تمام کلاسهایی که شرکت کرده نیست.
گاهی مسئله این است که آنچه تمرین کردهایم با کاری که میخواهیم انجام دهیم تفاوت دارد.
اگر بیشتر وقتتان صرف حل تمرینهای گرامر شده باشد، ممکن است در تشخیص ساختار درست جمله عملکرد خوبی داشته باشید؛ اما ساختن همان جمله در یک مکالمهی سریع مهارت دیگری هم میخواهد.
اگر بیشتر لغتها را در فهرستهای طولانی حفظ کرده باشید، ممکن است معنی آنها را بشناسید، اما هنگام حرف زدن نتوانید بهراحتی از آنها استفاده کنید.
این همان تفاوت میان دانستن زبان و استفاده کردن از زبان است.
تکلیف انجام دادن با استفاده از زبان فرق دارد؟
هر دو مهماند، اما الزاماً یک کار نیستند.
فرض کنید معلم از شما خواسته ده جمله با زمان گذشته بنویسید.
این تمرین میتواند برای یاد گرفتن ساختار گذشته مفید باشد.
اما اگر بخواهید همان ساختار را به مهارتی کاربردی تبدیل کنید، میتوانید یک قدم جلوتر بروید.
مثلاً دربارهی آخر هفتهی خودتان حرف بزنید. برای دوستی تعریف کنید دیروز چه اتفاقی افتاده یا یک خاطرهی کوتاه بنویسید.
در حالت اول، هدف اصلی استفاده از یک ساختار مشخص است. در حالت دوم، میخواهید چیزی را بیان کنید و برای بیان آن به زبان احتیاج دارید.
هر دو نوع تمرین جای خودشان را دارند.
فقط بهتر است یادگیری ما همیشه به نوع اول محدود نماند.
بیرون از کلاس چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم؟
خبر خوب این است که قرار نیست بعد از هر جلسهی کلاس، دو ساعت دیگر هم پشت میز بنشینید.
گاهی چند تغییر کوچک در برنامهی روزمره کافی است تا ارتباطتان با زبان بیشتر شود.
از چیزهایی که دوست دارید شروع کنید.
اگر به سینما علاقه دارید، بخشی از یک مصاحبه با بازیگر محبوبتان را به انگلیسی ببینید.
اگر آشپزی میکنید، گاهی دستور یک غذا را به انگلیسی بخوانید.
اگر به موضوعی خاص علاقه دارید، یک پادکست کوتاه دربارهی آن پیدا کنید.
لازم نیست تمام محتوایی که مصرف میکنید آموزشی باشد.
چیزهایی را که یاد میگیرید استفاده کنید.
اگر در کلاس پنج عبارت جدید یاد گرفتهاید، سعی کنید در طول هفته با آنها جملههایی دربارهی زندگی خودتان بسازید.
اگر یک ساختار گرامری تازه یاد گرفتهاید، ببینید در چه موقعیتی واقعاً ممکن است به آن نیاز داشته باشید.
برای حرف زدن فرصت ایجاد کنید.
میتوانید با یکی از همکلاسیهایتان تمرین کنید، دربارهی روزتان با صدای بلند حرف بزنید یا صدای خودتان را ضبط کنید.
قرار نیست هر بار مکالمهای طولانی و بینقص داشته باشید.
گاهی دو دقیقه حرف زدن دربارهی چیزی که واقعاً برایتان اتفاق افتاده، تمرین ارزشمندی است.
آیا میشود بدون کلاس زبان یاد گرفت؟
بله، ممکن است.
افرادی هستند که بخش زیادی از زبان را با مطالعهی مستقل، محتوای آنلاین، ارتباط با دیگران و استفادهی روزمره یاد گرفتهاند. مثل کسانی که با تماشای فیلم یا سریال و یا بازیهای کامپیوتری زبانشان را تقویت کردهاند. اما آیا واقعاً میشود با فیلم و سریال زبان یاد گرفت؟
اما این مسیر برای همه به یک اندازه آسان نیست.
وقتی خودتان زبان یاد میگیرید، باید بتوانید منابع مناسب انتخاب کنید، برنامه داشته باشید، پیشرفتتان را ارزیابی کنید و راهی برای دریافت بازخورد پیدا کنید.
ممکن است مدتها اشتباهی را تکرار کنید، بدون اینکه متوجه آن شوید.
یا آنقدر میان منابع مختلف جابهجا شوید که هیچکدام را بهدرستی ادامه ندهید.
برای بعضیها یادگیری مستقل بسیار خوب جواب میدهد. بعضی دیگر با راهنمایی معلم، تعامل گروهی و برنامهی مشخص بهتر پیش میروند.
بنابراین سؤال فقط این نیست که «کلاس بهتر است یا خودآموزی؟»
سؤال مهمتر این است: چه ترکیبی از آموزش، تمرین و استفادهی واقعی برای من مناسبتر است؟
یک کلاس زبان خوب چه ویژگیهایی دارد؟
وقتی میخواهید کلاس زبان انتخاب کنید، فقط به تعداد ترمها، اسم کتاب یا مدت هر جلسه توجه نکنید.
به این هم فکر کنید که در کلاس چه اتفاقی میافتد.
آیا فرصت کافی برای صحبت کردن دارید؟
آیا معلم فقط اشتباهها را اصلاح میکند یا توضیح میدهد چطور میتوانید بهتر شوید؟
آیا فعالیتها به موقعیتهایی شباهت دارند که ممکن است بیرون از کلاس تجربه کنید؟
آیا فضای کلاس به شما اجازه میدهد سؤال بپرسید، اشتباه کنید و دوباره تلاش کنید؟
و آیا بعد از کلاس میدانید برای پیشرفت بیشتر چه کارهایی باید انجام دهید؟
کلاسی که فقط اطلاعات جدید به شما بدهد، لزوماً همان کلاسی نیست که به شما کمک میکند از آن اطلاعات استفاده کنید.
اگر کلاس میروید، این یک کار را امتحان کنید
بعد از هر جلسه، به جای اینکه فقط جزوهتان را ببندید و تا جلسهی بعد سراغش نروید، از خودتان بپرسید:
«امروز چه چیزی یاد گرفتم که میتوانم همین هفته از آن استفاده کنم؟»
لازم نیست پاسخ بزرگی داشته باشید.
شاید یک عبارت برای مؤدبانه مخالفت کردن یاد گرفتهاید.
شاید حالا میتوانید دربارهی برنامههای آخر هفتهتان صحبت کنید.
شاید یاد گرفتهاید چطور چیزی را که متوجه نشدهاید دوباره بپرسید.
یکی از اینها را انتخاب کنید و در طول هفته چند بار تمرینش کنید.
این کار کمک میکند مطالب کلاس بهتدریج از چیزی که فقط میشناسید، به چیزی تبدیل شوند که واقعاً میتوانید به کار ببرید.
کلاس زبان نقطهی شروع است، نه تمام مسیر
اگر بخواهیم به سؤال اول برگردیم، جواب کوتاه این است:
کلاس رفتن میتواند بسیار کمککننده باشد، اما یادگیری زبان معمولاً به حضور در کلاس محدود نمیشود.
یک کلاس خوب مسیر را روشن میکند، بازخورد میدهد و فرصت تمرین فراهم میکند. در مقابل، ارتباط مداوم با زبان در زندگی روزمره کمک میکند آموختههایتان را تثبیت کنید و در موقعیتهای مختلف به کار ببرید.
در خانه زبان افرا هم تلاش میکنیم کلاس فقط جایی برای یاد گرفتن قواعد و تمام کردن کتاب نباشد؛ جایی باشد برای تجربه کردن زبان، تعامل و آماده شدن برای استفاده از آن در زندگی واقعی.
اگر به دنبال کلاس زبان هستید، میتوانید در کلاسهای حضوری افرا در عباسآباد تهران یا کلاسهای آنلاین ما شرکت کنید.
شاید برای پیشرفت، بیشتر از آنکه به ساعتهای طولانی مطالعه احتیاج داشته باشید، به ارتباط منظمتر و واقعیتر با زبان نیاز دارید.