روزانه چقدر انگلیسی بخوانیم تا واقعاً پیشرفت کنیم؟

«روزی چند ساعت زبان بخونم؟»
این احتمالاً یکی از پرتکرارترین سؤالهایی است که زبانآموزها میپرسند. جوابهایی هم که میشنویم معمولاً خیلی متفاوتاند:
«حداقل روزی دو ساعت.»
«اگر جدی هستی، باید روزی چهار ساعت بخونی.»
«من روزی بیست دقیقه خوندم و زبانم عالی شد.»
پس بالاخره کدام درست است؟
احتمالاً هیچکدام؛ یا دقیقتر بگوییم، یک عدد مشخص برای همه وجود ندارد.
چیزی که بیشتر از تعداد ساعتها اهمیت دارد، این است که در آن زمان چه کار میکنید، چقدر منظم ادامه میدهید و اصلاً منظورتان از «زبان خواندن» چیست.
اول ببینیم «زبان خواندن» یعنی چه
فرض کنید امروز یک ساعت برای انگلیسی وقت گذاشتهاید.
میتوانید تمام آن یک ساعت را صرف حفظ کردن فهرستی از لغتها کنید.
میتوانید یک قسمت سریال ببینید.
میتوانید یک متن بخوانید و عبارتهای جدیدش را یادداشت کنید.
میتوانید بیست دقیقه Listening کار کنید و بعد سعی کنید دربارهی چیزی که شنیدهاید حرف بزنید.
همهی اینها یک ساعتاند، اما تأثیرشان یکسان نیست.
به همین دلیل، وقتی کسی میپرسد «روزی چند ساعت زبان بخوانم؟»، شاید سؤال بهتر این باشد:
در زمانی که برای زبان دارم، چه کارهایی انجام بدهم؟
اگر فقط ۲۰ دقیقه وقت داشته باشم، فایده دارد؟
بله.
یکی از اشتباههای رایج این است که فکر کنیم اگر وقت کافی برای یک جلسهی طولانی نداریم، اصلاً ارزش ندارد شروع کنیم.
«امروز فقط نیم ساعت وقت دارم، پس از فردا شروع میکنم.»
و فردا هم احتمالاً اتفاق دیگری میافتد.
بیست یا سی دقیقه تمرین متمرکز در روز، اگر واقعاً ادامه پیدا کند، میتواند بسیار مفیدتر از سه ساعت مطالعهای باشد که هر دو هفته یکبار اتفاق میافتد.
یادگیری زبان بیشتر شبیه ساختن یک عادت است تا انجام دادن یک پروژهی فشرده.
قرار نیست یک آخر هفته بنشینید، انگلیسی را تمام کنید و دوشنبه با خیال راحت سراغ زندگیتان بروید.
پس روزی چند دقیقه مناسب است؟
اگر بخواهیم یک جواب عملی بدهیم، برای بسیاری از زبانآموزها ۳۰ تا ۶۰ دقیقه تمرین روزانه نقطهی شروع بسیار خوبی است.
نه آنقدر زیاد است که بعد از یک هفته خسته شوید و رهایش کنید، نه آنقدر کم که ارتباطتان با زبان قطع شود.
البته این عدد قانون نیست.
اگر برای یک آزمون آماده میشوید، احتمالاً به زمان بیشتری نیاز دارید. اگر شغل و زندگی روزمرهتان اجازه نمیدهد، حتی روزی بیست دقیقه هم میتواند ارزشمند باشد.
مهمتر از عدد این است که برنامهای انتخاب کنید که بتوانید سه ماه دیگر هم انجامش بدهید.
برنامهای که فقط چهار روز دوام بیاورد، هرچقدر هم حرفهای به نظر برسد، برنامهی خوبی نیست.
یک ساعت وقت دارم؛ چطور تقسیمش کنم؟
لازم نیست هر روز تمام مهارتها را تمرین کنید، اما بهتر است برنامهتان فقط از یک نوع فعالیت تشکیل نشده باشد.
- مثلاً یک ساعت میتواند چیزی شبیه این باشد:
- ۱۵ دقیقه ورودی: یک متن کوتاه، ویدئو یا پادکست
- ۱۵ دقیقه لغت و عبارت: مرور چند عبارت کاربردی از همان محتوا
- ۲۰ دقیقه استفاده از زبان: حرف زدن، نوشتن یا تعریف کردن چیزی با عبارتهای جدید
- ۱۰ دقیقه مرور: برگشتن به چیزهایی که قبلاً یاد گرفتهاید
حتی لازم نیست این یک ساعت را یکجا انجام دهید.
ممکن است صبح در مسیر کار پادکست گوش کنید، ظهر ده دقیقه لغت مرور کنید و شب پانزده دقیقه دربارهی روزتان انگلیسی حرف بزنید.
مغزتان اهمیتی نمیدهد که روی تقویم نوشتهاید «جلسهی رسمی مطالعهی انگلیسی».
هر روز زبان بخوانیم؟
اگر منظورتان این است که هر روز دو ساعت پشت میز بنشینید، نه لزوماً.
اما تقریباً هر روز با انگلیسی در تماس بودن بهترین کار است.
این تماس هم همیشه نباید شبیه درس خواندن باشد.
یک روز ممکن است تمرین جدی داشته باشید. روز دیگری فقط یک پادکست گوش کنید. یک شب ممکن است سریال ببینید و چند عبارت جالب بردارید.
هدف این است که انگلیسی چیزی نباشد که شنبه دو ساعت ملاقاتش کنید و تا شنبهی بعد هیچ خبری از هم نداشته باشید.
بیشتر خواندن همیشه بهتر نیست
فرض کنید کسی هر شب سه ساعت زبان میخواند، اما بیشتر آن زمان را خسته، حواسپرت و بدون تمرکز میگذراند.
در مقابل، شخص دیگری روزی چهل دقیقه تمرین میکند، اما در همان زمان میخواند، گوش میدهد، چیزی تولید میکند و مرتب مطالب قبلی را مرور میکند.
ساعت مطالعه بهتنهایی چیز زیادی دربارهی کیفیت یادگیری به ما نمیگوید.
حتی گاهی زیاد کردن ساعت مطالعه نتیجهی برعکس دارد. برنامه آنقدر سنگین میشود که زبانآموز چند هفته بعد کاملاً رهایش میکند.
بهترین برنامه، سنگینترین برنامه نیست. برنامهای است که ادامه پیدا میکند.
فقط Input کافی نیست
دیدن فیلم، خواندن کتاب و گوش دادن به پادکست برای یادگیری زبان فوقالعادهاند.
اما اگر هدفتان این است که بتوانید انگلیسی استفاده کنید، بخشی از زمانتان هم باید صرف استفاده از آن شود.
چیزی بنویسید.
با صدای بلند حرف بزنید.
اتفاقی را تعریف کنید.
به یک سؤال جواب بدهید.
عبارتی را که تازه یاد گرفتهاید در چند جملهی جدید استفاده کنید.
ممکن است صدها ساعت انگلیسی شنیده باشید، اما وقتی برای اولین بار میخواهید خودتان جمله بسازید، متوجه شوید ماجرا کمی متفاوت است.
اگر یک روز نخواندم چه؟
هیچ اتفاق خاصی نمیافتد.
واقعاً.
قرار نیست با از دست دادن یک روز، تمام لغتهایی که بلد بودید نیمهشب چمدان ببندند و از مغزتان بروند.
مشکل زمانی شروع میشود که یک روز تبدیل شود به یک هفته و یک هفته به دو ماه.
اگر یک روز برنامهتان به هم خورد، روز بعد همانجایی که بودید ادامه دهید. لازم نیست برای جبران، سه برابر درس بخوانید.
یادگیری زبان مسابقهی «روزهای بدون وقفه» نیست.
به جای ساعت، پیشرفتتان را اندازه بگیرید
«این هفته هفت ساعت زبان خواندم» اطلاعات بدی نیست، اما شاید این سؤالها مفیدتر باشند:
آیا میتوانم دربارهی موضوعی که هفتهی قبل برایم سخت بود راحتتر حرف بزنم؟
آیا عبارتهایی که یاد گرفتهام وارد مکالمهام شدهاند؟
آیا یک پادکست را بهتر از یک ماه قبل میفهمم؟
آیا نوشتن یک متن کوتاه برایم راحتتر شده؟
در نهایت، هدف جمع کردن ساعت نیست. هدف این است که کاری که قبلاً نمیتوانستید با زبان انجام دهید، حالا بتوانید انجامش دهید.
از برنامهای شروع کنید که زیادی آسان به نظر میرسد
اگر مدتهاست میخواهید دوباره انگلیسی بخوانید، لازم نیست از فردا برنامهی دو ساعته طراحی کنید.
با بیست یا سی دقیقه شروع کنید.
آن را وارد زندگی روزمرهتان کنید و وقتی تبدیل به عادت شد، در صورت نیاز زمانش را بیشتر کنید.
در موسسه زبان افرا هم هدف فقط بیشتر درس خواندن نیست. تلاش میکنیم زبان از چیزی که فقط در کتاب و کلاس وجود دارد، به چیزی تبدیل شود که واقعاً بتوانید از آن استفاده کنید.
کلاسهای افرا بهصورت حضوری در عباسآباد تهران و آنلاین برگزار میشوند.
و اگر بخشی از برنامهی روزانهتان فیلم و سریال است، مقالهی «آیا واقعاً میشود با فیلم و سریال زبان یاد گرفت؟» هم میتواند ادامهی خوبی برای این مطلب باشد.

