چرا زبان میخوانم ولی احساس میکنم پیشرفت نمیکنم؟

چند ماه است که زبان میخوانید. کلاس میروید، لغت یاد میگیرید، فیلم میبینید و تمرین میکنید. اما وقتی به انگلیسی حرف میزنید، هنوز مکث میکنید. هنوز بعضی کلمهها یادتان نمیآید و هنوز موقع شنیدن یک مکالمهی سریع، بخشهایی را از دست میدهید.
یک روز هم با خودتان فکر میکنید: «من که اینهمه وقت گذاشتهام، پس چرا زبانم بهتر نشده؟»
این احساس برای بسیاری از زبانآموزها آشناست. حتی کسانی که مدتهاست زبان میخوانند، ممکن است دورههایی را تجربه کنند که انگار هیچ اتفاق تازهای نمیافتد.
اما آیا واقعاً پیشرفت متوقف شده است؟
نه همیشه.
گاهی پیشرفت میکنیم، اما دیگر بهراحتی متوجه آن نمیشویم. گاهی هم روش یادگیریمان نیاز به تغییر دارد.
چرا در ابتدای یادگیری همهچیز سریعتر پیش میرود؟
روزهای اول یادگیری یک زبان جدید معمولاً هیجانانگیزند.
دیروز نمیتوانستید خودتان را معرفی کنید، امروز میتوانید. هفتهی قبل اسم چند وسیلهی ساده را نمیدانستید، حالا میتوانید دربارهی اتاقتان چند جمله بگویید.
پیشرفت در این مرحله واضح و قابلمشاهده است.
اما هرچه جلوتر میروید، تغییرات کوچکتر و پیچیدهتر میشوند.
ممکن است قبلاً فقط میتوانستید دربارهی آخر هفتهتان چند جمله بگویید و حالا بتوانید همان موضوع را با جزئیات بیشتری توضیح دهید، اما چون هنوز کاملاً روان حرف نمیزنید، احساس کنید هیچ پیشرفتی نکردهاید.
پیشرفت در یادگیری زبان همیشه به یک اندازه سریع یا محسوس نیست.
وقتی به فلات یادگیری میرسیم
در یادگیری زبان اصطلاحی وجود دارد به نام Learning Plateau یا «فلات یادگیری».
این اصطلاح به دورهای اشاره میکند که سرعت پیشرفت کمتر میشود یا دستکم چنین احساسی داریم.
ممکن است مدتها در سطح متوسط باقی بمانید. متنهای معمولی را میفهمید، از پس مکالمههای روزمره برمیآیید، اما رسیدن به سطح بالاتر سختتر از چیزی است که انتظار داشتید.
این وضعیت لزوماً به معنای ناتوانی یا پایان پیشرفت نیست.
گاهی لازم است نوع تمرینها را تغییر دهید. گاهی به زمان بیشتری نیاز دارید و گاهی هم باید دقیقتر بررسی کنید که کدام مهارتتان واقعاً پیشرفت نکرده است.
نکته اینجاست که هر احساس درجا زدنی، لزوماً فلات یادگیری نیست.
شاید دارید پیشرفتتان را اشتباه اندازه میگیرید
وقتی میخواهیم بفهمیم زبانمان بهتر شده یا نه، معمولاً از خودمان سؤالهای خیلی کلی میپرسیم:
«انگلیسیام خوب شده؟»
«دیگه روان حرف میزنم؟»
«همهچیز رو میفهمم؟»
مشکل این سؤالها این است که پاسخ روشنی ندارند.
بهجای آنها میتوانید سؤالهای مشخصتری بپرسید:
- آیا میتوانم دربارهی یک موضوع آشنا، طولانیتر از قبل صحبت کنم؟
- آیا برای فهمیدن یک ویدئوی کوتاه کمتر به زیرنویس نیاز دارم؟
- آیا هنگام نوشتن، عبارتهای متنوعتری به ذهنم میرسد؟
- آیا اشتباههایی که قبلاً زیاد تکرار میکردم کمتر شدهاند؟
شاید هنوز نتوانید یک فیلم را بدون زیرنویس بفهمید، اما حالا بخشهایی از دیالوگها را متوجه میشوید که شش ماه پیش برایتان نامفهوم بودند.
این هم پیشرفت است؛ حتی اگر خیلی چشمگیر به نظر نرسد.
چرا بیشتر درس خواندن همیشه مشکل را حل نمیکند؟
وقتی احساس میکنیم پیشرفت نکردهایم، اولین واکنشمان معمولاً این است که ساعت مطالعه را بیشتر کنیم.
یک کتاب جدید میخریم، اپلیکیشن دیگری نصب میکنیم یا تصمیم میگیریم از فردا روزی سه ساعت زبان بخوانیم. اصلا آیا برای یادگیری زبان، کلاس رفتن کافی است؟
اما اگر روش فعلیمان مناسب نباشد، بیشتر انجام دادن همان کار الزاماً نتیجهی متفاوتی ایجاد نمیکند.
فرض کنید مشکل اصلی شما مکالمه است، اما بیشتر زمان مطالعهتان را صرف خواندن متن و حفظ کردن لغت میکنید.
طبیعی است که دایرهی واژگان و درک مطلبتان بهتر شود، اما مهارت صحبت کردنتان به همان نسبت رشد نکند.
یا شاید در Listening مشکل دارید، اما همیشه محتوایی گوش میدهید که تقریباً تمام آن را میفهمید و هیچ چالش تازهای برایتان ندارد.
در چنین موقعیتی، بهجای افزایش ساعت مطالعه، بهتر است از خودتان بپرسید:
آیا تمرینهایی که انجام میدهم با مهارتی که میخواهم تقویت کنم هماهنگاند؟
شاید تمرینهایتان بیش از حد آسان شدهاند
وقتی چیزی را خوب یاد میگیریم، انجام دادنش راحتتر میشود.
این اتفاق خوبی است، اما اگر همیشه فقط همان چیزهایی را تمرین کنیم که از قبل بلدیم، فرصت کمتری برای یادگیری چیزهای جدید خواهیم داشت.
مثلاً اگر در مکالمههای روزمره راحت هستید، شاید وقتش رسیده دربارهی موضوعاتی حرف بزنید که توضیح دادنشان برایتان کمی سختتر است.
میتوانید دربارهی یک تصمیم نظر بدهید، دو موضوع را مقایسه کنید یا تلاش کنید دلیل موافقت و مخالفتتان را توضیح دهید.
در خواندن و شنیدن هم همینطور است.
قرار نیست همیشه سراغ محتوایی بروید که تقریباً هیچچیزش را نمیفهمید. چنین کاری ممکن است فقط خستهکننده باشد.
اما بهتر است بخشی از تمرینهایتان کمی فراتر از توانایی فعلیتان باشد؛ نه آنقدر سخت که نتوانید ادامه دهید و نه آنقدر آسان که چیز تازهای یاد نگیرید.
مقایسه کردن با دیگران همیشه تصویر درستی نمیدهد
یکی از همکلاسیهایتان خیلی روان صحبت میکند. کسی در اینستاگرام میگوید در شش ماه انگلیسی یاد گرفته و فرد دیگری ادعا میکند بدون کلاس رفتن به سطح پیشرفته رسیده است.
طبیعی است که گاهی با دیدن اینها احساس کنید از بقیه عقب ماندهاید.
اما معمولاً نمیدانیم آن افراد از چه نقطهای شروع کردهاند، چقدر زمان داشتهاند، چه تجربهی قبلیای با زبان داشتهاند یا دقیقاً منظورشان از «یاد گرفتن انگلیسی» چیست.
کسی که هر روز چند ساعت در محیط انگلیسیزبان کار میکند، شرایط متفاوتی با کسی دارد که فقط چند ساعت در هفته فرصت تمرین دارد.
به همین دلیل، مقایسهی مفیدتر معمولاً مقایسهی امروز خودتان با چند ماه قبل است.
نه با بهترین لحظهی مکالمهی شخص دیگری. و یادمان باشد گاهی برای روانتر صحبت کردن، باید کمکم فاصلهی میان فکر و زبان انگلیسی را کوتاه کنیم.
یک راه ساده برای دیدن پیشرفت واقعی
اگر احساس میکنید مدتی است درجا میزنید، این تمرین را امتحان کنید.
یک موضوع ساده انتخاب کنید؛ مثلاً:
What do you usually do on weekends?
دو دقیقه دربارهاش انگلیسی حرف بزنید و صدایتان را ضبط کنید.
لازم نیست از قبل متن آماده کرده باشید یا چند بار تمرین کنید تا بینقص شود.
فایل را نگه دارید.
چهار هفته بعد، دوباره دربارهی همان موضوع صحبت کنید و صدای جدیدتان را با قبلی مقایسه کنید.
ممکن است متوجه شوید جملههایتان طولانیتر شدهاند، کمتر مکث میکنید یا راحتتر منظورتان را توضیح میدهید.
البته یک فایل صوتی نمیتواند تمام پیشرفت زبانی شما را اندازه بگیرد، اما میتواند تغییراتی را نشان دهد که در زندگی روزمره متوجهشان نمیشوید.
برای مهارت نوشتن هم میتوانید همین کار را انجام دهید: یک متن کوتاه بنویسید و چند هفته بعد همان موضوع را دوباره بنویسید.
گاهی لازم است هدفمان را کوچکتر کنیم
«میخواهم انگلیسیام عالی شود.»
این هدف قابلدرک است، اما برای برنامهریزی روزانه چندان کمککننده نیست.
عالی شدن دقیقاً یعنی چه؟ از کجا متوجه میشویم به آن رسیدهایم؟
هدفهای کوچکتر و مشخصتر معمولاً مفیدترند.
- مثلاً:
- «تا آخر ماه میخواهم بتوانم سه دقیقه دربارهی شغلم صحبت کنم.»
- یا:
- «میخواهم هنگام دیدن ویدئوهای کوتاه، عبارتهای بیشتری را بدون نگاه کردن به زیرنویس بفهمم.»
- یا:
- «میخواهم در مکالمه کمتر از فارسی ترجمه کنم.»
وقتی هدف مشخص باشد، هم انتخاب تمرین مناسب آسانتر میشود و هم بهتر میتوانید نتیجه را ارزیابی کنید.
آیا استراحت کردن هم میتواند کمک کند؟
بله، بهخصوص وقتی خستهاید و یادگیری زبان برایتان به منبع فشار تبدیل شده است.
اگر مدتی با برنامهای سنگین پیش رفتهاید، شاید لازم باشد حجم تمرینها را کمتر کنید یا برای مدتی نوع فعالیتتان را تغییر دهید.
ممکن است بهجای تمرینهای رسمی، یک فیلم ببینید، کتابی ساده بخوانید یا فقط با محتوایی درگیر شوید که واقعاً دوستش دارید.
استراحت به معنای کنار گذاشتن هدف نیست.
گاهی کمک میکند با تمرکز و انگیزهی بیشتری به مسیر یادگیری برگردید.
پیشرفت همیشه شبیه یک خط صاف نیست
ممکن است یک روز خیلی راحت انگلیسی حرف بزنید و روز بعد برای ساختن یک جملهی ساده هم مکث کنید.
این تفاوتها همیشه به معنای بهتر یا بدتر شدن سطح زبانتان نیستند.
خستگی، اضطراب، آشنا نبودن موضوع مکالمه و حتی شرایط همان روز میتوانند روی عملکردتان تأثیر بگذارند.
به همین دلیل بهتر است پیشرفت را در بازههای طولانیتر بررسی کنید، نه بر اساس یک مکالمهی ناموفق یا یک آزمون سخت.
اگر بعد از چند ماه تمرین منظم هیچ تغییر محسوسی در یک مهارت نمیبینید، آن وقت بهتر است روش تمرینتان را بررسی کنید و از معلمتان بازخورد مشخص بگیرید.
شاید بیشتر از تلاش کردن، به تغییر مسیر نیاز دارید
اگر مدتی است زبان میخوانید و احساس میکنید پیشرفت نمیکنید، لازم نیست فوراً نتیجه بگیرید که استعداد یادگیری زبان ندارید.
شاید پیشرفتتان کمتر از قبل به چشم میآید. شاید هدفهایتان بیش از حد کلیاند. شاید تمرینهایی که انجام میدهید دیگر برای سطح فعلیتان مناسب نیستند.
و شاید لازم است کسی از بیرون به مسیر یادگیریتان نگاه کند و کمک کند بفهمید کجا باید تغییر ایجاد کنید.
در خانه زبان افرا تلاش میکنیم یادگیری زبان فقط به گذراندن ترمها و تمام کردن کتابها محدود نشود. برای ما مهم است که زبانآموز بتواند آنچه را یاد میگیرد، در موقعیتهای واقعی به کار ببرد و مسیر پیشرفتش را بهتر بشناسد.
اگر به دنبال کلاس زبان هستید، افرا کلاسهای حضوری در عباسآباد، خیابان بهشتی تهران و کلاسهای آنلاین برگزار میکند.
اگر احساس میکنید به تمرین منظمتری نیاز دارید، مقالهی «روزانه چقدر انگلیسی بخوانیم تا واقعاً پیشرفت کنیم؟» هم میتواند کمککننده باشد.
و اگر کلاس میروید اما نمیدانید چرا نتیجهی دلخواهتان را نمیگیرید، پیشنهاد میکنیم «برای یادگیری زبان، کلاس رفتن کافی است؟» را هم بخوانید.
گاهی پیشرفت نکردن با متوجه پیشرفت نشدن فرق دارد. مهم این است که بدانیم با کدامیک روبهرو هستیم.
